تبليغاتX
... دنیای اطلاع رسانی ... - سرانه كتابخانه مدارس ايران چگونه است؟ 22 سانتيمتر كتابخانه براي هر دانش‌آموز
یکشنبه بیستم مرداد 1387
سرانه كتابخانه مدارس ايران چگونه است؟ 22 سانتيمتر كتابخانه براي هر دانش‌آموز

    سابقه تشكيل كتابخانه‌هاي آموزشگاهي در ايران را، بايد در مساجد جست‌و‌جو كرد. زيرا مساجد، در گذشته نخستين مراكز آموزشي بودندو كتابخانه در كنار مدرس و طلاب يكي از سه ركن اساسي مدارس ديني بوده است.

    ظاهرا نخستين كتابخانه آموزشگاهي كشور مطابق نظام جديد آموزشي، كتابخانه مدرسه لقمانيه بود كه بيش از 100 سال پيش (1317 هـ. .ق) گشايش يافت. كتابخانه آموزشگاهي در كتاب «كتابخانه آموزشگاهي در مدرسه كتابخانه ـ مدار» اينگونه تعريف شده است: «كتابخانه آموزشگاهي به محلي اطلاق مي‌شود كه براي پشتيباني از برنامه‌هاي آموزشي مدرسه و ارائه خدمات مربوطه از طريق فراهم‌آوردن مواد، امكانات و خدمات فردي و گروهي پديد آمده باشد و هدف ايجاد آن ارتقاي برنامه‌هاي درسي و آموزشي و رشد فردي و اجتماعي دانش‌آموزان است.»

    فدراسيون بين‌المللي موسسات و انجمن‌هاي كتابداري (ايفلا) هدف از تاسيس كتابخانه‌هاي آموزشگاهي را چنين عنوان كرده است: كمك به روند آموزشي دانش‌آموزان، تشويق امر خواندن و مطالعه در كودك و نوجوان، پرورش خلاقيت و روحيه كنجكاوي و علم‌آموزي در دانش‌آموز، دستيابي وي به دانش روز دنيا، آشنايي وي با فرهنگ شفاهي و مكتوب محله، منطقه و كشور و در نهايت توسعه روابط اجتماعي دانش‌آموز با افراد و بخش‌هاي ديگر اجتماع.

    اما نگاهي اجمالي به مدارس ايران نشان مي‌دهد كه متاسفانه بخش عمده‌اي از كتابخانه‌هاي مدارس ما در وضعيت فعلي قادر به انجام وظايف واقعي خود نيستند. زيرا امكانات لازم را در اختيار ندارند، با نياز‌هاي فردي دانش‌آموزان سازگار نيستند و نظام آموزشي نيز كتابخانه‌ها را چندان جدي نمي‌گيرد.

بودن يا نبودن


    اولين مساله‌اي كه در رابطه با كتابخانه مدارس مطرح مي‌شود وجود و يا عدم وجود كتابخانه در مدارس است. بر اساس اطلاعات دفتر طرح و برنامه وزارت آموزش و پرورش در سال 82ـ81 تنها 27 درصد از مدارس كشور كتابخانه داشته‌اند و ميانگين كتاب براي هر دانش‌آموز 5/2 كتاب بوده است كه در اين ميان مدارس ابتدايي كمترين سهم را داشته‌اند يعني تنها در 15 درصد از مدارس ابتدايي كتابخانه وجود داشته و ميانگين كتاب براي هر دانش‌آموز كمتر از1 كتاب بوده است (98/0كتاب). اين نسبت در مدارس دوره راهنمايي 40 درصد و ميانگين 5/2 كتاب و در مدارس دوره متوسطه و پيش‌دانشگاهي 70 درصد و ميانگين 5/6 كتاب براي هر دانش‌آموز بوده است.

    اما آمار سال 85ـ84 نااميدكننده‌تر است زيرا تنها 15درصد كل مدارس كشور، كتابخانه و كتاب غيردرسي داشته‌اند و سرانه فضاي كتابخانه براي هر دانش‌آموز، 22 سانتيمتر بوده است.

سال به سال دريغ از پارسال

    آمار و اطلاعات سال تحصيلي 86ـ85 مربوط به تهران حاكي از آن است كه 75 درصد مدارس تهران صاحب كتابخانه هستند و به ازاي هر دانش‌آموز به‌طور متوسط 5/6 كتاب غيردرسي در كتابخانه‌هاي مدارس وجود دارد اما اطلاعات مربوط به سرانه فضاي كتابخانه‌اي براي هر دانش‌آموز آن‌قدر مايوس‌كننده است كه اشتياق مربوط به آمار 75 درصدي كتابخانه‌هاي مدارس تهران را از بين مي‌برد.
سرانه 10 سانتيمتري فضاي كتابخانه‌اي در مدارس پايتخت حتي براي نگهداري سرانه 5/6 جلدي كتاب هر دانش‌آموز هم كفايت نمي‌كند.

    شايد بهتر باشد كه ما هم با آقاي شيرزاد عبداللهي، كارشناس آموزش‌وپرورش هم‌داستان شويم كه معتقد است: «در ايران چيزي به نام كتابخانه مدارس نداريم. چون ما نه فضاي مناسبي داريم و نه سياست روشني براي تهيه كتاب داريم. آنچه كه هست تعدادي كتاب است كه در طول سال‌هاي گذشته از راه‌هاي گوناگون وارد مدرسه شده و اينها را در يك يا دو كمد جا داده‌اند و معمولا هم درشان قفل است نه متصدي دارند و نه فرصتي كه دانش‌آموز از آنها استفاده كند. »

نه كميت نه كيفيت

    نه‌تنها در مدارس كشور با كمبود كتابخانه مواجه هستيم بلكه كتابخانه‌هاي موجود هم عمدتا از وضعيت مطلوب و قابل‌قبولي برخوردار نيستند زيرا سياست روشن و مشخصي براي اداره كتابخانه مدارس وجود ندارد.

     كتابخانه‌ها زيرنظر معاونت پرورشي آموزش‌وپرورش اداره مي‌شوند و بنا به گفته قانعي كارشناس معاونت پرورشي استان تهران بودجه ثابتي براي تاسيس و تجهيز كتابخانه وجود ندارد، بلكه بودجه به‌صورت برنامه‌اي تخصيص مي‌يابد. به‌طور مثال آموزش‌وپرورش تهران امسال تصميم دارد كه كتابخانه 100 مدرسه را تجهيز نمايد و براي اين كار 120 ميليون تومان هم در نظر گرفته است اما هيچ تضميني وجود ندارد كه سال آينده هم چنين برنامه‌اي و چنين تخصيص بودجه‌اي اعمال خواهد شد يا خير! اينها درحالي است كه يعقوبي‌فر، مشاور آموزش‌وپرورش عمومي وزارت آموزش‌وپرورش كشور، در نمايشگاه كتاب كه در شهريورماه امسال در اردوگاه ميرزا كوچك‌خان رامسر برگزار شد، گفت: امسال ۲۵۰ميليارد ريال كتاب از ناشرين خريداري و به استان‌هاي كشور ارسال مي‌شود. به گفته وي امسال ۵۰ ميليارد ريال كتاب نيز از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به آموزش و پرورش اهدا و تا قبل شروع سال تحصيلي به مدارس تحويل مي‌شود.

    بنا به گفته يكي از معلمان پرورشي مدارس تهران امسال شهرداري تهران هم براي تجهيز كتابخانه هر مدرسه 400 هزار تومان اختصاص داده است. اگر قيمت متوسط هر كتاب را 3 هزار تومان در نظر بگيريم با اين بودجه تا پايان امسال بايد در حدود 10 ميليون جلد كتاب وارد كتابخانه مدارس شود.
از آنجا كه يعقوبي‌فر تعداد كتاب‌هاي حال حاضر مدارس را 70 ميليون ذكر كرده است در نتيجه ظرف يك سال به ميزان يك‌هفتم كل حجم كتاب‌هاي موجود كتابخانه‌هاي مدارس به حجم آنها افزوده مي‌شود و در صورتي‌كه اين امر تحقق پيدا كند شاهد تحول چشمگيري در كتابخانه مدارس خواهيم بود.
البته اين تحول در شرايطي صورت مي‌گيرد كه بنا به گفته محسن پرويز، معاون فرهنگي وزير ارشاد در دومين جشنواره كتاب‌هاي برتر، متوليان فرهنگي كشور بتوانند اين حجم كتاب غربال‌شده (بخوانيد مميزي‌شده) در كشور خريداري كنند. به خاطر نبود تفكر و برنامه‌ريزي جامع و مدون در زمينه تامين كتاب براي كتابخانه‌هاي مدارس همه گروه‌ها فرصت اظهارنظر و ابراز سليقه دارند به جز صاحبان اصلي كتابخانه يعني دانش‌آموزان.

   مديركل دفتر برنامه‌ريزي فرهنگي و مشاوره وزارت آموزش‌وپرورش در اين‌باره مي‌گويد: نيازهاي هر مدرسه از طريق مدرسه يعني معلمان، مربيان امور پرورشي و مسوول كتابخانه و مدير جمع‌آوري مي‌شود البته اينكه آموزش‌وپرورش جوابگوي همه نظرات و سلايق باشد به گفته اين مدير به‌دليل مشكلات مقدور نيست.

   لازم به ذكر است كه در انگلستان درآغاز هر سال تحصيلي كارشناسان و مشاوراني هستند كه به سراغ مدارس و دانش‌آموزان مي‌روند و از آنها در مورد سليقه‌ها و نيازهايشان در رابطه با كتاب مي‌پرسند و سعي مي‌كنند كتاب‌ها را بر مبناي درخواست و گرايش دانش‌آموزان تهيه كنند.


كتاب ؛ غذاي سمي روح؟!

    عبداللهي درباره مراحل انتخاب كتاب براي مدارس مي‌گويد: «نگاه مسوولان بسيار بسته و محافظه‌كارانه است و به اين ترتيب كه مثلا در سطح استان يك تعداد كتاب را مفيد تشخيص مي‌دهند و يك مميزي انجام مي‌شود بعد درسطح منطقه يك مميزي ديگري صورت مي‌گيرد و در مدرسه هم يك مرحله ديگر كتاب‌ها بايد از فيلتر مميزي گذر‌كنند و در اين شرايط تقريبا كتاب‌هاي بسيار خنثي كه دانش‌آموزان علاقه‌اي به آنها ندارند وارد كتابخانه‌ها مي‌شود. مثلا آثار هري پاتر كه مورد علاقه دانش‌آموزان است وارد كتابخانه نمي‌شود و يا از ادبيات معاصر و شاعران و نويسندگان معروف هيچ اثري در كتابخانه‌ها نيست. ضمن اينكه كتاب‌هاي جديدتر هم كتاب‌هايي از انتشارات خاص هستند كه از رانت‌هاي دولتي استفاده مي‌كنند و معمولا نويسندگان خاصي از رانت‌هاي فروش كتاب‌هايشان به مدارس برخوردار مي‌شوند. در واقع وجود يك كتاب خوب در كتابخانه يك امر كاملا تصادفي است.»


    وي در ادامه مي‌افزايد: «مسوولان آموزش‌وپرورش به نيازهاي جوانان بي‌توجه هستند. به ترجمه و نويسندگان بزرگ داخلي كاملا بدبين هستند و به‌طور كلي كتاب را يك‌جور غذا مي‌دانند كه اكثرا سمي است و آقايان به‌عنوان پزشك بايستي مواظب باشند كه دانش‌آموزان و معلمان مسموم نشوند.»

    آنچه مشخص است سليقه و خلاقيت‌هاي فردي مديران و كاركنان مدارس در اين زمينه بسيار تعيين‌كننده خواهد بود. ابراهيم رضايي يكي از فرهنگيان باسابقه است كه سال‌ها در مدارس مختلف دولتي و غيرانتفاعي به كار تدريس، مديريت و مشاوره اشتغال داشته است. وي وضعيت كتابخانه‌هاي مدارس محل اشتغالش را خوب توصيف مي‌كند اما در ادامه اذعان مي‌دارد كه امكانات و تجهيزات كتابخانه اين مدارس (به‌خصوص در مدارس غيرانتفاعي) نه به‌دليل وجود سياست و برنامه‌ريزي مشخص و موثري از طرف آموزش‌وپرورش، بلكه به علت وجود خلاقيت‌ها و علايق شخصي گردانندگان مدرسه بوده است. رضايي مهم‌ترين اقدام آموزش وپرورش در زمينه كتابخانه‌هاي مدارس را ارسال پوستر به مناسبت هفته كتاب مي‌داند.

    خانم خرسندي يكي ديگر از دبيران تهراني است كه اظهار داشته در مركز پيش‌دانشگاهي محل تدريسش كتابخانه نسبتا مناسب و فضاي قرائت‌خانه براي استفاده از كتابخانه وجود دارد اما بنا به گفته وي بيشتر كتاب‌هاي اين كتابخانه، كتاب‌هاي كمك‌درسي و تست كنكور است و دانش‌آموزان معمولاً براي حل گروهي تست‌هاي كنكور و سوالات امتحاني از كتابخانه استفاده مي‌كنند.

   بعيد به نظر مي‌رسد كه دانش‌آموزي كه فقط براي حل تمرين و زدن تست كنكور به كتابخانه مي‌رود بتواند عادت به مطالعه و كتابخواني را حفظ كند زيرا عمده هدفش از رفتن به كتابخانه گذشتن از سد كنكور است و بعد از قبولي در كنكور ديگر انگيزه‌اي براي اين كار نخواهد داشت.

   تا زماني كه مدارس ما «كتابخانه‌مدار» نباشند، معلمان صرفا موظف به تدريس يك كتاب به عنوان اولين وآخرين مرجع درسي به دانش‌آموزان باشند و دانش‌آموزان هم مجبور به حفظ كلمه به كلمه و امتحان پس‌دادن از محفوظاتشان باشند نمي‌توان انتظار جوانان پويا و جست‌و‌جوگر داشت.

   در چنين شرايطي چطور مي‌توان اميدوار بود كه عادت به مطالعه و كتابخواني در نوجوانان و جوانان ما پديد آيد. موفقيت نهضت كتابخواني مستلزم پرداختن به زير ساخت‌هاي فرهنگي است. زيرساخت‌هاي اصلي نهضت كتابخواني بايد در مدارس وآموزش‌وپرورش شكل بگيرد و براي تحقق اين مهم آموزش‌وپرورش بايد توجه ويژه‌اي به وضعيت كتابخانه‌هاي مدارس نشان دهد وبرنامه‌هاي فراگيري براي افزايش علاقه و اشتياق دانش‌آموزان به مطالعه كتاب‌هاي غير درسي ارائه نمايد.

نوشته : ندا حبيب‌اله

 

نگارش توسط ... بهادر بوربوری ... در 23:43 | | لینک به این مطلب
Copyright © 1998 - 2009 by ( Information World ) All rights reserved